تبليغاتX
<اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهمhtml> ایلینا - بالهای سوخته
عطش من گواه آتش توست
 بالهای سوخته
شمع نگاهی به خود انداخت ، سالها سوخته بود و اکنون جز ساقه ای نازک و نخی سوخته چیزی از او باقی نمانده بود . فکر کرد که در این سالها هیچ کس نبوده که او را دوست داشته باشد ... ناگهان نگاهش به زیر پایش افتاد . پروانه ای با بالهای سوخته در کنارش به آرامی خفته بود ...

|+| نوشته شده توسط ایلینا در چهارشنبه 1386/04/06  |
 
 
بالا

tnt-1000